اتاقی از آن ِ خود
آرشیو
دوشنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1384





اگه تو زندگی بعدیت می تونستی یه جسم باشی یا یه شیء
دلت می خواست چی باشی؟
فکر کن...

میدونی...
من دلم می خواست زه تار می بودم
زه یه تار خوش صدا
تو دستای یه دل شکسته
تو دستای یکی که سرش رو به آسمونهاست...
تا با هر نوازش دستای مهربونش بتونه دل منو بلرزونه و ناله من رو در بیاره...
یه نغمه دل نشین ِ دل لرزون...
حرف نه
نغمه
آوا
دوست ندارم تفسیرم کنن
از حرف بیزارم
نغمه...
نغمه دل تنگی های پنهانی
ناله...
ناله ای از درد حسرت هام
...
اون موقع باید بیای و ببینی چه دلایی رو به لرزه می ندازم...






برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 193044


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها