X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
اتاقی از آن ِ خود
آرشیو
چهارشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1384





سفیده چمباتمه زده بود بیرون لونه اش و داشت فکر می کرد...
آنچنان قلنبه شده بود که کاملا معلوم بود الان غرق در افکارشه...
می دونی به چی فکر می کرد؟
... به شازده کوچولو
نه، اون میدونه...
اونا همه چی رو میدونن...
تو چشاش نیگا کنی می فهمی...
انقدر که سنگینه!
تازه...
من دوباره واسش تعریف کرده بودم...
...
فکر کنم بدونم کجای داستان به این روز درش آورده...


         گندم زاری شبیه موهای او






برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 193112


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها