اتاقی از آن ِ خود
آرشیو
یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1384



دیوونه




 
وقتی می‌خوای بری از پیشش
میگی خدافظ، میگی خدانگهدار
یعنی داری به خدا میگی بیا بازی به جا
یعنی داری میگی من دارم میرم از پیشش،‌ من دارم تنها ولش می‌کنم، من دیگه نیستم که مواظبش باشم، پشتش باشم، ‌مهربونش باشم
داری میگی خدا، تا وقتی که من نیستم تو بیا جای من وایستا، ‌تو بیا مواظبش باش، پشتش باش،‌ مهربونش باش
یعنی داری میگی من و خدا جاها عوض
یعنی داری میگی بهش "میسپارمت دست خدا"
یعنی اینکه من شاید نترسم، خدا هست









برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 192968


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها