اتاقی از آن ِ خود
آرشیو
شنبه 10 آبان‌ماه سال 1382

احساس می کنم،
تهِ تهِ
یه چاهِ
خیلی خیلی گنده هستم...
اونقدر عمیقه که حتی
اون روزنه نورانی که از تهِ چاه ها اصولاً پیداست
هم دیگه دیده نمی شه...
هیچ ِ هیچی پیدا نیست...
تاریکِ تاریک
هیچ کس ِ هیچ کس هم نیست
که صدام رو بشنوه...
....
شاید هم  اصلاً فرقی نکنه...
....
....
....



چه می دونم...



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 193070


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها